باغچه کوچک ما

ازدواج موقت! بودن یا نبودن مسئله این است!!!!!!!!

سلام

خوب حال لپ تاپ بهتره! فقط یک مشکل آنتی ویروس داره و اینترنت اکسپلورر!!! یعنی من نمی دونم چش شده که همه چیزش قاط زده! هی یک چیشو درست می کنی یک مشکل دیگه از جای دیگه می زنه بیرون! فعلا با موزیلا آمدم! طول می کشه یک کم بهش عادت کنم آخه اونم هی بازی در میاره و هی میگه ترای کنید و ...! بگذریم! فعلا کج دار و مریض باهاش کنار میام! می خواستم از تصمیمم برای وبلاگ بنوسیم ولی اول گفتم بگذار پستی که قبل از سکته کردن لپ تاپ نوشته بودم را بگذارم تا در حقش اجحاف نشه! به زودی میام و از تصمیم جدیدم میگم! ولی همین قدر بس که قرار نیست در باغچه ام را ببندم و تخته اش کنم! چی فکر کردید؟ من بدجوری به نوشتن عادت کردم!

کتاب سیا*حت غرب را تقریبا همه یا خوندند و یا نوارش را گوش دادند و یا حداقل اسمش را شنیدند؟ کم کمش اسم نویسنده اش آقا* نجفی* قو*چانی به گوششون خورده! حالا کی کتاب سیا*حت شرق این نویسنده را خونده؟؟؟ این کتاب داستان زندگی خود نویسنده است که البته کمی قلم طنز داره و جالبه! بگذریم. قسمتی از کتاب که وقتی خوندم خیلی برام عجیب و جالب و غیرقابل هضم آمد این قسمت است که الان می خواهم براتون بگم:

در جایی از کتاب که ایشون طلبه بودند و اوضاع مالی هم خراب. طی یک ماجرایی که یادم نیست پولی به دستشون می رسه که حالا یادم نیست برای چی بود؟ گویا پول نماز و روزه یا همچین چیزی بود. بعد کلی خوشحال شد و اول از همه رفت به خونه ای که عده ای زن یائسه اون جا زندگی می کردند و یک خطبه عقد موقت چند ساعته!!!!!!! خوند و ادامه داستان و بعد هم تو حوض همون جا اعمال بعدش را به جا آورد و بعدش هم با زنه تسویه حساب کرد ( گویا بدهی داشته! چند بار نسیه ای بهره مند شده بودند!!!!!! ) بعد جالب بود که خیلی هم بعدش با زنه سر قیمت چونه زدند و کلی هم تو دلش بد و بیراه بهش گفت! حالا جالبیش اینه اون موقع که تو حوض داشتند اون اعمال مربوطه را انجام می دادند ( اون اعمال بعدیش! ) می گفت که پیامبر فرمودند که هر گاه مردی همچین کار بسییییییی ثواب داری (البته از راه حلال!!! ) انجام بده و بعد غسل کنه وقتی آب از موها و بدنش چیک چیک می کنه باهاش تمام گناه هاش هم می ریزه! ( جالبه ها! پس این جوری آقایون روزی 2-3 بار سر بزنند به سانفرانسیسکو و قبلش هم هر قتل و جنایتی خواستند بکنند و بعدش هم پرونده اعمالشون با مایع سفید کننده بشوردند بره پی کارش!!!!!!!!!!! ) بگذریم دور شدیم! من خیلی جا خوردم وقتی این قسمت را خوندم! یعنی اصلا برام قابل هضم نبود! به نظر من این خونه ها با فا... خونه ها هیچ فرقی نداشت و عمل این آقا هم که هی چیک چیک از گناهاشون می ریخت فرقی با اون ... ها نداشت!!!! یعنی چی؟ مگه میشه کسی فقط چند ساعت به کسی محرم بشه؟ مگه میشه با گفتن چند تا کلمه و قبلتُ و چه می دونم این ها یک سفر سانفرانسیسکو شرعی بری و بعدش موقع پیدا شدن از هوایپما هر کی سی خودش؟! یعنی من اصلا نتونستم و نمی تونم این موضوع را درک کنم! یکی برام توضیح بده تا بفهمم!

راستش من از اول هم با ازدواج موقت مشکل داشتم و دارم! به نظر من چیزی که باعث میشه یک زن و مرد همسر شرعی و قانونی هم بشند اون چند کلمه عربی نیست! احساس تعهد و مسئولیت و وفاداری اون ها نسبت به همه! حسی که نسبت به هم دارند! حس شریک بودند و البته این امضاها یک سری حق و حقوق برای همر دو طرف به ارمغان میاره ( که البته سهم آقایون توش بیشتره! ) ولی من نمی تونم درک کنم رابطه دیگه ای باشه که حتی این حقوق حداقل هم توش نباشه و بشه راحت از زندگی هم خارج بشند!!!

از این ها گذشته من واقعا نمی تونم درک کنم چرا این ازدواج موقت باعث میشه گناه و فساد تو جامعه کم بشه؟!! ازدواج موقت برای چه کسی خوبه؟ برای یک مرد مجرد که اجازه داشته باشه تا وقتی شرایط ازدواج نداره از این راه امیال فیزیکشو ار*ضا کنه؟ این جوری فکر نکنم نیازی در خودش ببینه شرایط ازدواج دائم را مهیا کنه! یا برای دخترهای جوان و احیانا باکره!!!! کدوم از این مردها که قبلا ازدواج موقت حاضرند با زنی که قبلا ازدواج موقت کرده ازدواج کنه؟! برای یک مرد فرق داره همسری که می خواهد انتخاب کند رابطه فیزیکی قبلیش شرعی باشه و یا غیر شرعی؟؟ یعنی اگه بدونه همسرش قبلا رابطه فیزیکی داشته ولی شرعی بوده با خیال آسوده ازش می گذره؟ تکلیف بچه این ازدواج چی میشه؟؟؟ حالا بگیم ازدواج موقت برای افراد مجرد خوب نیست! برای کسانی با تجربه ناموفق قبلی بهتره! یعنی چی؟ یعنی مثلا یک زن مطلقه و یا بیوه بیاد با یک مردی که تجربه ازدواج ناموفق داشته ازدواج موقت کنه؟؟ خوب دلیلش چیه؟ چرا ازدواج دائم نکنند؟ یا نه مثلا یک مرد متاهل بیاد یک زن مطلقه را صیغه کنه؟ اون وقت اسم این خیانت نیست؟ چه جوری میشه تعبیرش کرد؟! والا من هر جور بهش فکر می کنم نمی تونم هضمش کنم! اصلا من هیچ ضرورتی به نام ازدواج موقت را نمی تونم درک کنم! نه برای مجرد ها و نه برای جدا شده ها و نه برای متاهل ها! پس به چه درد می خوره؟

نمی دونم! نمی دونم!

نظر شما چیه؟؟؟

پیوست: راستی در راستای جستجو برای رستوران و چوب چینگ چانگ چونگی جناب همسر بالاخره به دادمون رسید! یعنی به آرزوی من و پسرک برای سام*سون شدن تحقق بخشید!!! اونم با چوب چینگ چانگ چونگی اصل کره!!!!!!!!!!!!! از یکی از همکارهاش که مدتی ساکن کره بوده درباره این چوب ها سئوال کرد و اون اقا هم برامون آورد! مرسییییییییییییی جناببببببب همسسسسسسسسسسسر! ببین چه ساده منو می تونی خوشحال کنی؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در دوشنبه ٤ آبان ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ توسط دیناخانومی نظرات ()