وداعی ناگزیر

سلام
مهر 1387 بود که در باغچه کوچکم را برای اولین باز کردم و اولین پستم را نوشتم! البته برای اولین بار در پارسی بلاگ باغچه را درست کردم!
و الان در دومین سالگرد بازگشایی باغچه ام بنا به دلایلی کاملا خصوصی مجبورم یک قفل بزرگ بزنم به در باغچه کوچکم... برای یک مدت طولانی و یا شاید... همیشه...
دلم نمیاد حذفش کنم! درست مثل این می مونه که بخواهم با دست خودم بچه ام را از بین ببرم! ولی با دلی شکسته فقط رهاش می کنم!
دلم براش تنگ میشه! خیلی! ولی مجبورم!
از دوستانی که شماره تماسم را دارند ممنون میشم برای اطلاع از دلیلش باهام تماس نگیرند! چون واقعا نمی تونم دلیلش را به کسی بگم و شرمنده دوستان میشم!
دلم برای باغچه ام تنگ میشه! برای تک تک دوستان خوبی که در این مدت پیدا کردم و این قدر دلسوزند و نگرانم شدند!
شرمنده اگه نتونستم تو این مدت جوابتون را بدهم! نیاز به تنهایی داشتم!
تصمیم سختی بود ولی باید گرفته می شد!
برای تک تکتون آرزوی موفقیت و بهروزی و خوشبختی در زندگی دارم!
خدانگهدار ... شاید برای همیشه...
دینا

/ 122 نظر / 63 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرید

با عرض سلام و خسته نباشید از ظاهر وبلاگتان این طور به نظر می رسد که برای آن زحمت کشیده اید ما هم می خواهیم شما را در این زمینه یاری برسانیم شما یقینا محدودیت هایی که یک وبلاگ دارد را به خوبی می دانید با این حال بد نیست مجددا آنها را با هم مرور کنیم: وجود یک تبلیغ ناخواسته و نامربوط با محتوای وبلاگ محدودیت در قالب های وبلاگ نداشتن فضای مناسب برای قرار دادن فیلم و عکس و فایل و ... سخت بودن افزودن یک امکان ساده، مانند نظرسنجی،آمارگیر جدید و ... عدم پشتیبانی از امکانات پیشرفته تر با این حال راهی ساده برای حل تمامی این مشکلات وجود دارد تبدیل وبلاگ به سایت به آدرس سایت مراجعه کنید و مراحل را دنبال نمایید و ظرف 24 ساعت از تمامی این مشکلات برای همیشه خلاصی پیدا کنید موفق باشید 1649962027

جشنواره بزرگ كتابخواني مجازي

دوست بزرگوار و عزيز رسما"از شما دعوت می شود تا در "جشنواره بزرگ کتابخوانی مجازی"شرکت فرمائید. مایه مسرت ما خواهد بود اگر به عنوان همکار افتخاری در اجرای اين جشنواره همکار ما باشید

جوجو

ای کاش هنوز مینوشتی...... دلمان یه هو هوایت را کرد! یعنی جایی نمینویسی الان؟

دختر مهربانanne shirley

دیر اشنا شدم با وبت هر جا که هستی شاد باشی[لبخند]

رهگذر

از دل ادمها خبر نداری به چه حقی به سن خانمها توهین می کنی خانمی 40 ساله که خواسته غذاهای آماده بخره گناهه باید از تو اجازه بگیره ؟! خودت 40 ساله نیستی خودت دختر چهارده ساله هستی فقط خدا از دل انسانها خبر داره نه ادمایی حقیر مثل تو که به خرید غذای خانم در بقالی هم کار دارند متاسفم واگذارت می کنم به خدا

مامان الیانا

جانا....تنت درست ،دلت شاد و خاطرت خوش باد !بهاران مبارک و ایام سبز[ماچ][قلب]

یه دوست

سلام خوبی؟ -------------- یاد گرفتـــه ام انسان مدرنـــی باشــــم و هــر بار که دلتنـــــــگ میشــــوم بـه جای بغـــــض و اشــــک تنهـــا به این جملـــه اکتفــا کنـــم کــه هوای بـــد ایــن روزهــا آدم را افســــــــرده میکنـد ... ! ----------------- موفق باشی

بلفی

دلم برات تنگ شده[ناراحت]نمی خوای برگردی؟![سوال]

محمد

سلام وب زیبایی داری اگه با تبادل لینک موافقی خبرم کن عنوان وبم:دلنوشته های من و آجیم آدرس وبم:http://bibbibbezankenar.blogfa.com سر بزن و نظرتو اعلام کن فعلا بای تا های

مرسده

سلام دینااااا جوووووووووووون جدی جدی دیگه نیومدی...:( با خودم می گم حتما از اون موقع تا الان چقــــــــــــــــــدر تغییر کرده همه چی.. کاش میومدی و باز می نوشتی...دلتنگتیم