روحت چند؟!

سلام

جناب همسر الان یک سالی هست رییس کمیته ورزش سازمانشونه!!!! خوب فکر کنم قبل از جناب همسر کسی به این اندازه پاکار مسئول کمیته ورزش سازمان نشده بود! جناب همسر تصمیم می گیرد یک تغییر اساسی در سیستم ورزشی سازمان بده و یک خرید حسابی هم برای همکاران ورزشکارش انجام بده! وسائل ورزشی، لباس های ورزشی، کفش و حوله و مایو و ...

خلاصه سه شنبه صبح جناب همسر بلند میشه میره خیابون منیریه تا برای تهیه این وسائل قیمت بگیره و ...

بعد از کلی جستجو یک فروشگاه مناسب پیدا می کنه که بتونه تمام وسائل مورد نظرش را با قیمت مناسب و یک جا تهیه کنه!

بعد که سر قیمت به توافق می رسند جناب همسر ازش می خواهد که قیمت وسائل را فاکتور کنه!

جناب فروشنده شروع می کنه به نوشتن فاکتور:

- خوب برای لباس ورزشی می نویسم 12 هزارتومن...

جناب همسر:

- صبر کن! مگه نگفتید 9 هزار تومن؟! پس چرا الان میگید 12 هزار تومن؟!

جناب فروشنده هاج و واج به جناب همسر نگاه می کنه و من من کنان میگه:

- خوب ... شاید ... شاید خواستید روش یک کاری بکنید ... خوب هزینه داره...

جناب همسر با جدیت:

- نه جناب! هیچ کاری نمی خواهد روش انجام بدهید! همون 9 هزارتومن را  بنویسید!

بعدا که کم کم با هم بیشتر آشنا شدند و صحبتشون گل کرد جناب فروشنده به جناب همسر گفته بود که این کار براشون دیگه عادی شده! چون اکثر مامورهای خریدی که به سراغشون میاد همین بلا را سر فاکتورها میارند! مثلا مامور خرید یکی از شرکت های معروف و مهم کفشی را که 16 هزارتومن می شده را گفته 30 هزارتومن بنویسه!!!!

واقعا جالبه این منبع درآمد کذایی که تو یک کشور اسلامی به وجود آمده! واقعا دلیلش چیه؟! کم بودن حقوق واقعی این افراد؟! وسوسه ای که پول داره؟! چه جوری توجیه میشه؟! حالا که همه دارند می خورند ما هم روش؟! این که پیش پولی که اون بالایی ها می گیرند چیزی نیست؟! و ...

این نمونه کوچیکیشه! شما حساب کنید وقتی خریدهای بزرگتری از شرکت های بزرگتری و یا از کشورهای دیگه ای بشه چه پول قلمبه ای به جیب این عزیزان روانه می گردد!!!!!

من یک مسلمون خیلی سفت و سخت نیستم! اهل خیلی از مستحبات که هیچی خیلی واجبات را هم زیاد توش سفت و سخت و جدی نیستم!!! ولی حق الناس همیشه برام مهم بوده! من حتی نمی تونم از یک پاک کن اداره هم با خیال راحت بگذرم و بگم این که پیش دزدی های دیگران چیزی نیست!!!!!!!!!!!!!!

من نمی دونم روح آدمی چه قدر ارزش داره که این قدر راحت فروخته میشه؟!

 

پیوست: دلم یک کتاب خوب می خواد! راستش برخلاف خیلی ها ما این چند روزه تعطیلی به شغل شریف چراندن غاز در انواع و اقسام مختلف از وحشی و اهلی و ... مشغول می باشیم! بعد دلم لک زده برای این که یک کتاب خوب و پرکشش را در یک فضای آروم بخونم! یک کتابی که غم و غصه نداشته باشه! اشک آدم را درنیاره! خیلی هم فکر کردن نخواد و به ادم آرامش بده! چنین کتابی سراغ دارید معرفی کنید؟!؟!؟! ( حالا کتاب خوب گیر آوردیم کو یک قطره آرامش و کو فرصت کتاب خوندن! مگه پسرک می گذاره من بدبخت یک لحظه بشینم؟!؟!؟! )

 

/ 31 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دایی

سلام . بنشین کارتون تام و جری ببین . آی حال میده . اگر به تاریخ تهران قدیم و رسومات آن علاقمندی کتاب تهران قدیم نوشته جعفر شهری را توصیه می کنم .

صنم

کتابو فرستادم[چشمک] اين عموي من عاشق كارتون شده انقد كه با پسرش نشسته! ديگه اوضاع جوريه كه خانمش وپسرش دم در منتظرن عموم ميگه نه بذارين تموم شه بعد[نیشخند] به منم پيشنهاد ميكنن ببين منم ميگم يه روز مجبورم زياد ببينم باشه واسه همون موقع[مغرور]

آبجی لعبت

اوا خواهر باز دو روز نبودم رفتی پی این قرتی بازیا ؟ آخه ما ضعیفه ها رو چه به کتاب ؟ پاشو یه شوم خوشمزه برا شوهرت بار بذار بازم اگه بیکار موندی ترشی بنداز یا دو تا تسبیح بنداز ! پاشو جانم بیکار نمون !

بامداد راستین

ایران که بودم شنیده بودم کارپردازها اینطوری خیلی پول در میارن. واسه خودشون هم اینو شغل میدونن و حلال. میگن همه رئیس های شرکت میدونن و این سمت پاداشش اینجوریه....

الیزا

سلام دوستم . مرسی از کامنتت. واقعاً نمونه کوچیکشه این که گفتی ... من وبتو لینک می کنم تا همیشه بتونم بخونم حرفای قشنگتو . زیاد با روحیاتت آشنا نیستم که در مورد کتاب نظر بدم چون کتاب خیلی سلیقه ایه :)

فرناز

متاسفانه الان دلالی بهترین درآمدو داره

بابک

سلام بعضی از عادات رو در یک ملت نمیشه از بین برد حتی با چماق دین.... بدبختانه ملت ما هم خیلی از این عادات رو دارن....

مادرخانومی

سلام.. این وبلاگ رو دیدی؟ http://zanedovvom.blogfa.com/ می خوام نظرت رو بگی

عسلی

این که خوبه بعضیها رو فاکتور آژانس هم میکشن [ابرو]