معجزه آغو.ش

سلام

چند روز پیش دوستی برام یک ایمیل فرستاد درباره فواید بغل کردن!

اولش نوشته بود یک تحقیق نشون داده میزان در آغو.ش کشیدن زوج های آمر.یکایی در ملاعام یک سوم زوج های فرانسویه! حالا شما این آمار را برای ایرانی ها یک به روی n! ( ان فاکتوریل! ) در نظر بگیرید!

بعد هم کلی از فواید احساسی و علمی و اجتماعی و ... در آغو.ش کشیدن گفته بود!

راستش من قبل از خوندن این ایمیل هم به جادوی آغو.ش اعتقاد داشتم!

به نظر من وقتی یکی را دوست داری، بهش محبت داری حتی محبت همسرانه، مادرانه، دوستانه، خواهرانه و ... وقتی احساساتت یک دفعه در تو فوران می کنه هیچ چیزی مثل یک آغو.ش گرم و طولانی نمی تونه عمق حس تو را نشون بده!

وقتی ناراحتی، وقتی غمگینی، وقتی حس می کنی دنیا روی سرت خراب شده هیچ چیز مثل یک آغو.ش دلسوزانه و دوستانه نمی تونه بهت حس امنیت بده و بهت بگه درک میشی و باهات همدردی میشه!

وقتی شادی، وقتی از اتفاقی خیلی خوشحالی هیچ چیز به اندازه یک آغو.ش شاد و پرانرژی نمی تونه حس خوب و انرژی تو را منتقل کنه!

وقتی روحیه نداری، وقتی بی حوصله ای، وقتی دلت گرفته هیچ چیز مثل یک آغو.ش محبت آمیز و ملایم نمی تونه تو را سرحال بیاره!

آره! در آغو.ش کشیدن معجزه می کنه! آغو.ش زبان بدنه! زبان روحه!

وقتی کسی را در آغو.ش می گیری با تک تک سلول های پوست و بدنت به تک تک سلول های بدن اون میگی که چه قدر دوستش داری، چه قدر عزیزه، چه قدر محترمه، چه قدر درکش می کنی، چه قدر در غمش شریکی، چه قدر شادی اون شادی توهه و ...

یک در آغو.ش کشیدن با احساس و ساده مثل اینه که 1000 بار به یکی بگی دوستش داری و برات مهمه!

و من نمی دونم چرا ما خودمون دستی دستی خودمون را از این نعمت بزرگ احساسی محروم می کنیم!

ملاعام که پیشکش! تو ملاخاص و حتی تو خلوت ای دونفره خیلی از زوج ها یا روشون نمیشه و یا اون تابوی همیشگی تو ذهنشون هست و یا ... خیلی خیلی کم هم را در آغو.ش می کشند!

دیگه خواهر و برادر و دو دوست و دایی و خواهر زاده و فرزند و والدین و ... جای خود دارد!

یعنی یک تو یک جای نسبتا خلوت هم فامیلی، عزیزی، دوستی را در آغوش بکشه چنان چپ چپ بهش نگاه می کنند انگار دور از جون آدم کشته!

و من نمی دونم چرا؟!

وقتی یک زن و شوهری تو خونه آغو.ش های محبت آمیز زیاد داشته باشند دختر خونه یاد می گیره در آینده هر آغو.شی که به روش باز میشه محبت آمیز و صادقانه نیست و میشه تو خونه هم از این آغو.ش ها زیاد دید! و پسر خونه هم یاد می گیره چه جوری بعدها به همسرش احساسش را نشون بده و باز یاد می گیره فرداها میشه کسی را در آغو.ش کشید و سریع ذهنت طرف مسائل دیگه نره!!!!

خیلی از مشکلات خانوادگی به خاطر فراموش کردن جادوی آغو.شه!

ولی راستش من از بچگی مدهوش این جادو بودم!

راستش من تو خونه چپ و راست پسرک را در آغو.ش می کشم یا خودش با بهانه و بی بهانه به آغو.ش من پناه میاره!

راستش من با دلیل و بی دلیل، گاهی یک دفعه ای وسط کارهای خونه و ... سراغ جناب همسرم میرم و یک بیگ هاگ در انتظارمونه!

راستش من عاشق در آغو.ش کشیدن های دوستانه ام!

راستش وقتی از تهران به اصفهان می رسم هیچ چیزی مثل آغو.ش گرم مادرم خستگیم را بیرون نمی کنه!

راستش ...

راستش از شما چه پنهون! همین دو روز پیش داشتم با لپ تاپ اهنگ محبوبم digale ( کسی هست ندونه آهنگ محبوب من چیه؟! اگه نمی دونستید بدونید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ) را گوش می دادم و تو دنیای مجازی هم برای خودم تک چرخ می زدم! پسرک شروع کرد از سر و کول من بالا رفتن! یک دفعه یک عالم حس قشنگ مادرانه بهم هجوم آورد!

آهنگ را بردم از اولش و پسرک را در آغو.ش گرفتم و شروع کردیم با هم نرم نرم رقصـ.یدن!!! سر هر دو روی شونه های هم بود! من آروم عطر گردنش را به مشام می بردم و ریز ریز زیر گلو و پشت گردنش را می بو.سیدم و اون هم در جواب ریز ریز شونه هامو می بو.سید!!!!

چه مشکلی هست اگه مادری با پسرش، پدر با دخترش چنین لحظاتی داشته باشند؟! بعدش هم من آروم تر و عاشق تر بودم و هم پسرک!!!!

هنوز بعد از این همه حرف به معجزه آغوش ایمان نیاوردی؟! مشکلی نیست! عصر که رفتی خونه بی بهونه همسرت، مادرت، پدرت، فرزندت، دوستت، فامیلت و ... را در آغو.ش گرم و دوستانه خودت بگیر ببین چه فضای سحرآمیزی بینتون جاری میشه! ببین چه قدر دل هاتون به هم نزدیک میشه!

یک چیزی را اعتراف کنم؟! یادم افتاد با وجود این که من برادرم را خیلی خیلی دوست دارم و خیلی هم به هم نزدیکیم الان چند باره که رفتم اصفهان فقط باهاش دست و روبوسی کردم و در آغو.شش نگرفتم! یادم باشه این بار که رفتم حتما در آغو.شش بگیرم! آخ من قربون اون قد بلند و هیکل خوشگل خان داداشم برم!!!!!!!!!!!!!!

 

توضیح نوشت: منظور من فقط و فقط آغو.ش هایی بود که صرفا احساسی و محبت آمیزه نه آغوش هایی که سریع به ... ختم میشه!

پیوست: ببینم من کی تو پست دیروز نوشتم شرکت او.ریف لیم خیلی خوب و گل و پاک و ... بود؟! من کی طرفداری کردم؟! که عده ای فکر کردن من وکیل شرکتم یا چه می دونم سرگروه های بزرگ یا فک و فامیلشون؟! من نه وقتی باز بود خیلی ازش سود بردم نه حالا که بست بدبخت شدم و دلم آتیش گرفت!!!!!! دیگه از همه کامنت های این مضمونی باحال ترین و کامنت برگزیده اونی بود که نوشته بود من یک زنیم که از فرق سر تا نوک پام را بزک و دوزک می کنم و در رنگ و روغن به گونه ای دارم شنا می کنم! یعنی کلی باهاش تفریح کردم؟! یعنی من همه جای وبلاگم را زیر و رو کردم عکس هفت قلم آرایشم را جایی ندیدم که به دیوار باغچه ام نصب کرده باشم!!!!!

پیوست 2: راستی کسی غیر از صنم متوجه شد ما بحثمون هنوز تو پست چندهمسری و عدالت ادامه داره؟!؟!؟؟!

 

 

/ 31 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساناز

من سالهاست که به معجزه آغوش ایمان دارم ،،امیدوارم همیشه شاد باشی عزیزم

پویان و مامان

آمارت یه کم شبهه داره ها تو تهران که آمار در آغوش کشیدن مخصوصا تو تاکسی ها خیلی بالا بود. اصولا من حال می کردم با یه زوج جوان (رسمی ویر رسمیشو کاری ندارما) بشینم پشت تاکسی همچین همو در آغوش می کشیدن کهمن یه عالمه جای خالی برا یله دادن در تاکسی می داشتم. [نیشخند] ما هم تو خونوادمون زیاد رومون نمی شد همو در آغوش بگیریم ولی حالا که من دور شدم وقتی به هم می رسم دیگه رو رو می ذاریم کنار. خونه خودمم همه بشتر پرروایم تا کمرو از اون لحاظ [چشمک]

مامان الیانا

وای دینا خانم یگل خیلی پستت زیبا بود دلم لک زده برای یک آغوش بی دغدغه وبدون خواهش که آروم بگیرم فقط آرامش ...[قلب][بغل]

سها

سلام دینای خوبم چه خوب مطلبی نوشتی پر از احساس و انرژی مثبت. خیلی دوست دارم این نوشته هاتو. امیدوارم همیشه جادوی اغوش را درکنارت داشته باشی. من دلم آغوش کاملا گرم و نرم مامانمو میخواد [بغل][گریه] دلمان تنگ شد اساسی [قلب] حالا بپر بغلم تو دنیای مجازی[بغل] [چشمک]

صدف

آره واقعا جای تاسفه البته نحوه تربیت هم هست مثلا من هیحوقت همینحوری بابامو به آغوش نکرفتم یا حتا مامانمو روم نمیشد اون مرزی که بین فرزندان و والدین بود انقدر محکم بود که فقط وقت سفر اینکارو میکردیم.

فرزانه

این پسر من که چپ و راست میاد تو بغلم و تازه اگه دستم بند باشه اعتراض میکنه که چرا بغلش نمی نمی کنم و فشارش نمیدم!![نیشخند]

آنا اریان

دینا جان ازت ممنونم که اینقدر دقیق و مفصل جواب سوالم را نوشتی. ممنون.

دایی

بستگی داره آغوش کی باشه و چه حسی منتقل کنه . هفته پیش بنا به مناسبتی جماعت همکار ما را بغل می کردند و می بوسیدند . از بوی دهان و یقه پیراهن شان هزار بار مردیم و زنده شدیم . جماعتی هم که خوشبو بودند از دور عرض ارادت می کردند . البته پیام را گرفته ام و این خطوط از باب مزاح بود .

الیزا

سلام . من الیزا هستم . محیط وبلاگت گرمه و دوست دارم بازم به اینجا بیام . با اجازت می لینکمت :)